چالش های عملیاتی و فنی استارتاپ ها

این برداشتی شخصی از کارگاهی به همین نام می باشد.

چالش های عملیاتی استارتاپ ها

چالش های قبل از شروع به کار

ایده کسب و کاری تمیز
چه هدفی را دنبال می کند؟
چه ارزشی برای بازار مخاطب ایجاد می کند؟
بازار مخاطب چه کسانی هستند؟

انتخاب Bussiness Model درست
بلند مدت فکر کند و فقط برای امروزمان نباشد
خودتان را جای سرمایه گذار بگذارید

آماده سازی Bussiness Plan
BP واقعی یک فایل محاسباتی که یک بازه زمانی حداقل تا یک سال بعد نقطه سربه سری را شامل می شود.
باید رقباتون بشناسید و باتوجه به آنها تهیه بشه.
باید با توجه به سایز مارکت تهیه شود.

ساختن تیم
اولین چیز که باید از خودمون بپرسیم این است که خودم برای این کار آیا آدم درست و مناسبی هستم؟
یک کوفاندر در کنارتان داشته باشید.
وقت بگذارید تا افراد درستی را انتخاب کنید.
افرادی انتخاب کنید که هم فکر و هم فرهنگ باشید.

**قرارداد ها مرحله به مرحله مدت زمان همکاری اش افزایش می یابد تا به یک سال برسد.

تعریف KPI ها
باید بتوان آنها را آسان و راحت فهمید.
باید بر اساس BP تنظیم شده باشند.

سرمایه گذاری اولیه:
چطور می خواهید شروع کنید؟
هزینه اولیه برای 6 ماه اول را داشته باشید.
مایل استون های جذب سرمایه را مشخص کنید.
بدترین سناریو را پیش بینی کنید و برای آن برنامه ریزی کنید.

برمبنای BP و BM استراتژی تعریف کنید
استراتژی in house / out source کردن کد را تعریف کنید.
دید شفاف و روشن، درخصوص محدودیت ها و فرصت ها داشته باشید.

 

چالش های بعد شروع به کار

دنبال کردن BP
بازنگری و بهبود در 1 تا 3 ماه اول؛ بعد آن هر 3 ماه حتما باید بازنگری شود.
بخش های مرتبط با KPI را هرفصل مطمئن باشیم با تیم در میان گذاشته و همه مطلع هستند.

مراقب جریان نقدینگی باشید
شدیدا حساس به خرج کردن بیش از اندازه باشید.
گسترش ها ناگهانی پیش می آیند، حواستان به آنها باشد.
هزینه ها را فقط بر اساس نیاز ببندید.

فرهنگ سازمانی بسازید
امضای شرکت خودتان را داشته باشید؛ دپارتمان HR فرهنگ سازمانی را کنترل کند.
درست و غلطی در فرهنگ وجود ندارد؛ فرهنگ خاص سازمان تان را بسازید.

** سازگاری فرهنگ اولین نکته است، مصاحبه ها قابل پیش بینی نباشد و تاب و تحمل فرد باید سنجیده شود؛ ساختار بشکنیم؛ بهتر است چک کنیم مدل شخصیتی فرد به چه کسی در سازمان شبیه تر است و از آن فرد بخواهیم مصاحبه بعدی را انجام و فرد را به چالش بکشد.
** برای قوانین سازمانی می تون یک wiki داشت که هم اصطلاحات و هم قوانین و … داخل آن باشد. روز اول کاری، یک نفر همراه فرد تازه وارد باشد و همه چیز را برای او توضیح دهد. بهتر است با تشویق فرهنگ سازمانی جا انداخته شود و به طور نادر در موارد خاص و حساس با تنبیه های سخت مثل اخراج.

تیم
تیم تان را مسئولیت پذیر کنید. اگر تیم تان مسئولیت پذیر نیست، این اشتباه شماست. مخصوصا در استخدام. افرادی انتخاب کنید که در حوزه خودش قدشان از شما بلند تر باشد.
به آنها فضا و قدرت تصمیم گیری دهید. کسی که در سازمان شما رشد نکند، در سازمان شما یاد می گیرد و جای دیگر رشد می کند.
فرآیند بهبود مداوم داشته باشید.
اجازه اشتباه بدهید، اما اجازه تکرار اشتباه ندهید.

** فرهنگ اضافه کار در استارتاپ نداریم و بر مبنای KPI هستیم.

Scaling Up کسب و کار
استخدام
مثل خودتان بسازید و یا پیدا کنید. (Duplication & Deligation)
پیدا کردن پارتنر مناسب و قابل اتکا
حواستان باشد که کسب و کار سریع تر از شما رشد می کند.
تقاضای کسب و کار بیشتر از گنجایش شماست. (ظرفیت اش بیشتر از شماست)
هزینه رقابت را مدنظر داشته باشید.

سرمایه گذاری
سرمایه گذار درست کیست؟
سرمایه گذار خاموش یک مدل معمول است.
پول یا اسمارت مانی (smart money – همان استفاده از تجربه سرمایه گذاران است). اما اگر قرار باشد روزمره استارتاپ را به چالش بکشند، سرعتگیر خواهند بود.
بر اساس زبان صحبت با سرمایه گذاران با آنها در ارتباط باشید.

** زبان صحبت با سرمایه گذاران براساس دو مورد می باشد: 1- گزارش مالی 2- گزارش KPI ها؛ صحبت دیگری وجود ندارد و آنها تنها درخصوص دومورد مذکور می توانند به چالش بکشند و ما پاسخ دهیم.

واقع گرایانه
چالش های غیرقابل پیش بینی
ارزش گذاری تا زمانی که کسی حاضر به پرداخت پول برایش نباشد فقط یک عدد است.

مدیریت بحران
فقدان دانش: نمی دانیم بحران را چطور حل کنیم.
فقدان برنامه ریزی: برنامه ریزی برای حلش نکرده ایم.

 

تاثیر BM بر کسب و کار

تاثیر مستقیم بر:
ساختار هزینه
مدل سود
استراتژی
ارزش پیشنهادی
هزینه رقابت

تاثیر غیر مستقیم
سرمایه مورد نیاز
KPI ها
استراتژی مارکتینگ
استراتژی توسعه

 

Marketplace یا Retail؟

Marketplace
یک سرویس آنلاین که محصول یا سرویسی که توسط شخص ثالثی ارائه شده، می فروشد و دارای مرکز نظارت می باشد و کمیسیون می گیرد.
جذب تامین کننده و مصرف کننده
توسعه پذیری سریع
انبار محدود
سرمایه در گردش کم
سود کم
منعطف بودن
اطمینان: شفافیت / سطح سرویس (معلومه کدوم محصول بهتره، زمان تحویل بیشتر است)
نیاز فنی پیچیده
رضایتمندی مشتری کمتر
لوجستیک: cross-doc  و drop-ship

Retail
یک فروشگاه آنلاین که محصول یا سرویس را توسط خودش در انبار نگهداری و می فروشد و از مشتری مارجین می گیرد.
جذب مصرف کننده
توسعه پذیری آرام
انبار بزرگ تر
سرمایه در گردش زیاد
سود بیشتر به ازای هرآیتم
آهسته تغییر می کند
اطمینان: کیفیت / سطح سرویس
نیاز فنی: ساده تر
رضایتمندی مشتری: بیشتر
لوجستیک: cross-doc

**توضیح در رابطه با OKR:
OKR برای ایجاد transparency و Alignment در سازمان های بالای 50 نفر معمولا پیاده سازی می شود. به این صورت که چند هدف توسط CEO تعریف شده و بین بخش ها شکسته شده و انجام می شود.

بحران
اتفاق ناخواسته، مدلی از تهدید که ناگهان ظهور می کند. (نتیجه چالشی که هندل نشده است)
مالی: منابع کم میاری
تکنیکال: بر اثر اشتباه در تست یا هندل، سرور می خوابه
رفتار خشونت آمیز رقبا: حمله می گیریم
خطاهای سازمانی: استخدام نادرست و عدم تطابق با فرهنگ سازمانی
بلایای طبیعی: سیل و زلزله و…

مدیریت بحران

شناخت اهداف
شناخت روشن از اهداف کسب و کار
بحران ها چطور تاثیر می گذارند.

تخصیص تیم
تخصیص یک فرد به این مورد
ایده‌آلی توسط مدیرعامل باید این تیم مدیریت شود.

حفظ جریان ارتباط
همه بحران های احتمالی و ریسک ها را با افراد مرتبط در جریان بگذارید.
صادق و شفاف باشید، همه افرادی که می توانند کمک کنند باید در جریان باشند.

پیشگیری بهتر از درمان است
قبل از اینکه به خط قرمز برسد، جلو اش را بگیریم: مثلا اگر دزدی در سازمان داریم؛ قبل از اینکه تبدیل به فرهنگ بشه جلوی آن را بگیریم، ولی دلیلی ندارد برای 1 تومن دزدی 2 تومن آدم استخدام کنیم.

پیش بینی
قبل از برداشت هر قدمی درمورد پیش آمد هایی که با برداشت آن قدم بوجود خواهد آمد، فکر کنیم.

درس گرفتن
اشتراک گذاری درس ها: بعد از هر اتفاق، درس هایی که یاد می گیرند را بنویسند و با بقیه به اشتراک بگذارند و در مورد چیزهای خوب و اشتباهات حرف بزنند.

** اشتراک گذاری درس ها در هر قسمتی مفید می باشد، مثلا بعد هرکمپین، مارکتینگ برای کل تیم درس های اش را بیان کند.

 

سرمایه گذار قابل اتکا
آموزنده خیلی اکتیو باشد: استاندارهای شما را یاد بگیرد.
برای استراتژی خروج دارای برنامه ریزی باشد.
صبور باشد: ذات خطرپذیری را بفهمد، اولین سوال این نیست که سال اول چقدر سود می کنید!
به شدت احساسات اش را کنترل کند.
استراتژی شخصی برای سرمایه گذاری دارد: میخواهد life style درست کند. به یک سکشن خاص می خواهد توجه کند.
از موج های بازار به عنوان ارزش استفاده می کند؛ از موج های بازار سکته نمی کند.
ماندگار هستند.
از ریسک آگاه است و توقع نابه جا ندارد.
تیم حرفه ای از مشاوران دارد. یعنی قبول دارد که بعضی چیزها را نمی داند.
بک گراند مالی قوی داشته باشد.
پرشور در مورد بازی سرمایه گذاری باشد.

تیم کارآفرینی خوب
پراز شور و هیجان کارآفرینی
دارای اخلاق کاری
خلاق
دارای شخصیت محکم
دارای توانایی ارتباطی قوی
رقابت طلب باشند؛ توانایی ریسک برای رقابت
حتما متمرکز باشند
خودش شروع کننده یک اتفاق باشد؛ دستش درگیر باشد
دارای Descipline باشد؛ باری به هرجهت نباشد.
دنبال  امنیت کاری نباشد. Job Security

تاجای ممکن موارد هاشیه ای را باید اوت سورس کرد.
در بامیلو:
لاجستیک: می خواستیم اوت سورس کنیم ولی کس مناسبی نبود. چون 50% سفارشات تهران بود، خودمان مجبور شدیم تحویل تهران را بکنیم، چون هزینه دلیوری مان کمتر بود و سیستم روتینگ مبتنی بر پرفرمنس پیاده سازی کرده بودیم؛ اگر سیستمی به ما معرفی شود که هزینه و لجستیک اش توجیه داشته باشد بهش فکر خواهیم کرد.
مارکت پلیس باید بخشی از فرهنگ سازمانی باشد. برای همین از مدیران خارجی استفاده کردند، چون در ایران نداشتیم و آنها Out of Box فکر می کنند.
برای تیم دارای ساختار انگیزشی هستند، چون هیچ جایی برایشان وجود نداشت که بتوانند اینطور تست کنند و تجربه بسازند.
برای مارکتینگ براساس Performance Marketing همکاری می کنند و اگر شرکت تبلیغاتی نتواند Scale کند و همینطور نتواند Convert کند، اول به آنها هشدار می دهند و بعد قطع همکاری می کنند.

 

چالش های فنی استارتاپ ها

ویژگی های یک مدیر خوب
کوچ خوبی باشد
به تیم قدرت انجام کارهاش رو میده و به صورت ریز همه چیز رو کنترل نمی کنه
براساس عملکرد کار کند Result Oriented
خوب ارتباط برقرار می کنه، گوش میده و اطلاعاتش رو به اشتراک می گذاره
تیم در فضا احساس راحتی بکند، نشون میده که نگران رشد و خوب بودن تیم اش هست
دنبال رشد دادن شغلی افراد تیم باشد
دارای ویژن و استراتژی برای تیم اش هست
دانش فنی کلیدی برای توصیه و کمک به تیم اش باشد
در سطح سازمان با مدیر های دیگر همکاری داشته باشد
تصمیم گیر خوب باشد

** مدیر خوب از تیم خروجی می‌گیرد، تیم اش را رشد می دهد، با دیگران ارتباط برقرار می کند و بین کار و زندگی اش ارتباط درست برقرار می کند.

** آدم های تکنیکال معمولا EQ خوبی ندارند و خیلی ارتباط و کار تیمی بلد نیستند.
IQ: توانایی حل مساله؛ به سختی تغییر می کند و خیلی رشد نمی کند.
EQ: توانایی برقراری ارتباط؛ قابل رشد دادن، گاهی به آن پختگی و بلوغ نیز می گویند. انگیزه مهم ترین فاکتور یادگیری آن است.

** مدیر تیم  = توانایی فنی + EQ + IQ
فیدبک گرفتن از بقیه، به رشد مان خیلی کمک می کند، مدیر بد از فیدبک فرار می کند.

ارتباط
هم دردی: آگاهی از احساس و تجربه بقیه (Feel – Sympathy)
هم دلی: خود حس طرف مقابل را حس کنی و خودت را جای او بگذاری (Understand – Empathy)
دلسوزی: یک گام جلوتر برای همدلی و کمک برای حل مشکل و درد دیگری (Help – Compassion)

فرهنگ ها را بشناسیم
سریع رشد می کنند.
یک چیزی بدیم و بعد بهترش کنیم.
آدم های تیم جوان هستند (Millennials) سریع خروجی کار را نبینند دلسرد می شوند.
آزادی را دنبال می کنند (dress code و سبک کار)
ساعت کاری منعطف می خواهند
اُپن آفیس: جای تمرکز برای تیم فنی لازم است؛ یک اتاق برای تمرکز
دور کار کردن (Remote)
بازی کردن (Game)
اعتیاد قهوه، شکر
از جلسات فراری هستند، خیلی وقت ها ایمیل رفت و برگشتی، یا دوخط پیام می تواند کار جلسه را انجام دهد. جلسات استندآپ، کوتاه و مفید باشد. قبل برگزاری جلسات، کارهای لازم انجام شود و فقط در جلسه همفکری شود.
علاقه به یادگیری

استخدام در قبال اخراج
پیچیدگی های بازار کار: یادنگرفتن درست کار کنن، توقع زیاد دارند و…
کجا بگردیم: اگر هزینه می تونیم بکنیم در stackoverflow آگهی بدیم.
مصاحبه شغلی: بُعد فنی فرد رو بررسی کنیم، سوالات بلی و خیر نباشد، باید بفهمیم که: چقدر توانمندی، انگیزه، ماندگاری دارد. می توانیم بگیم یک مساله رو خونه حل کند و بیاورد و یکبار دیگر بعد مصاحبه یک مساله دیگر را حل کند.
افراد T-Shaped را بگیریم، گستره دانش داره ولی در یکی خیلی عمیق است.
مراحل on-boarding را به خوبی انجام دهیم.
Employer Brand
دسترسی درست و به‌جا به افراد بدهید. (NDA)
به هزینه های اخراج فکر کنید، پشت سرتان حرف می زنند، هزینه های استخدام دوباره و…
به مراحل اخراج فکر کنید: چطور دسترسی ها را بگیریم، چطور رفتار کنیم که دنبال سواستفاده نیفتند

مربیگری (Coaching)
یک کوچ خوب:
دقیقا در زمان کوچ کردن تمرکز داشته باشیم.
خوب گوش بدهیم.
سوالات مناسب بپرسیم، بلی و خیر نباشد: چرایی، چی؟

** الگوی GROW گوگل را استفاده کینم: هدفت چیست؟ الان چه موقعیتی هستی؟ چه کارهایی برای رسیدن به هدف باید انجام دهی؟ کدامش را انتخاب می کنی تا انجام بدهی؟ Goal-Reality-Options-Will

محصول (Product)

نقش مدیر محصول (Product Manager)
کسی که به محصول به عنوان یک موجودیت مستقل نگاه کند.
هر روز هر عملی که انجام می شود بسنجد که محصول در مسیر عالی هست؟ آیا کمپین می خوایم بریم، محصول قابلیت اش را دارد؟

مدیریت محصول، فرآیند تصورکردن، برنامه ریزی، توسعه دادن، تست، راه انداختن، تحویل دادن و حذف یک محصول از مارکت است.
درونی: تیم های موجود، مدیریت
بیرونی: زنجیره تامین، مارکت
بالادستی: برنامه ریزی، توسعه دادن و راه اندازی
پایین دستی: مدیریت چرخه عمر محصول موجود

نقشه راه (Road Map)
گانت چارت برای فیچر های بزرگ، برای آینده و طولانی مدت، نادقیق است. دارای Deadline است. مهمترین وجه Deadline اینه که همه ازش خبر دارند. بعضی چیزها غیرقابل اجتناب هستند و همه اینها را درک می کنند.

بدهی فنی (Technical Debt)
کار نیاز به 5 روز زمان دارد ولی سرهم بندی می کنیم. اگر رفع نکنیم، سود میره روش چون باید سرهم بندی رو مدنظر قرار بدیم. اگر بهش نپردازیم ما رو ورشکست می کنه.
ددلاین بد این بدهی فنی رو زیاد می کنه و کد کثیف تیم رو بی انگیزه می کنه.

 

باگ
باگ خودش بوجود نمی آید، کسی نوشته است.
پیچیدگی باعث بوجود آمدن باگ می شود.
ارتباط نادرست: گاهی به دلیل روشن صحبت نکردن یک چیزی باگ گزارش می شود اما فیچر است!
تغییر نیازمندی ها
ددلاین بد
کدی که بو می دهد: بدهی تکنیکال
تست اتومات: از همان ابتدا تست اتومات داشته باشید.
بازنگری کد (Code Review): هرکسی که می خواهد کدش را Merge کند، باید حتما توسط یک نفر دیگر(احتمالا مدیر فنی) کدش بازنگری شود.

تست
یک نفر می آوریم که خودش دستی تست کند. (Manual Testing)
تست اتومات از روز اول
تست رابط کاربری (UI Testing: Selenium)
برنامه مشخص گزارش باگ: به طور تعریف شده ای باگ ها گزارش شوند: چه کار کردم، چه چیزی قرار بود اتفاق بیوفتد، چه چیزی شد.
تبعیض قائل نشویم: به افراد تست کننده دستی احترام بگذاریم.

امنیت
سکوریتی چک لیست داشته باشید. بگردید پیدا کنید، فرآیند اختراع نکنید، از روش های موجود استفاده کنید.
دیتایی که لازم ندارید، از کاربر جمع نکنید.
به افراد و برنامه نویس ها دسترسی به چیزی که نیاز ندارند ندهید.
برای اعضای تیم از یک پسورد منیجر استفاده کنید.
بک آپ بگیرید و انکریپت کنید.
هر چیزی که اتفاق می افتد را لاگ بگیرید.
فراموش نکنید که آدم ها ضعیف ترین حلقه های زنجیر امنیت هستند.
برای شروع Top 10 OWASP را بخوانید.

تصمیم گیری
Advocacy: در مورد استدلال، علاقه، نگرانی و نتیجه گیری تان صریح باشید، مثال و داده ارائه کنید، همه موارد را ارائه کنید.
Inquery: دلایل و نگرانی و علاقه های بخش های دیگر را بگیرید. به چالش و سوال و فیدبک دادن تشویق کنید. بررسی کنید که درست متوجه شده اید. طیف وسیعی از ایده ها را تلاش کنید به دست بیاورید.
Summary: نظرات دیگران را در کلمات خودتان سنتز کنید. بررسی کنید که نگرانی های دیگران را متوجه شده اید. منظور کامل دیگران را دریافت کنید و موقعیت شان را بیان کنید.

انتخاب تکنولوژی
مهم ترین چیز این است که چه دارید، از همان استفاده کنید، هزینه یادگیری چیز جدید، پیچیده است.
بازارکار را برای جذب افراد جدید بسنجید.
ترند های تکنولوژی را بررسی کنید. (Stackoverflow, Gitlab, Github)
معماری نرم افزار: دنبال چیزی باشید که قابل ادامه دادن باشد.

سخت افزار نرم افزارمون: Infrastructure
حتما از کلاد استفاده کنیم چون کانفیگ سرور کار پیچیده ای است.
ترجیحا خارجی استفاده کنید، چون UpTime بالاتری دارند؛ اما ریسک فیلتر دارند.
YAGNI: ساده ترین چیز ممکن رو انتخاب کنید و بعدا سراغ بقیه برید.
CI/CD: از اول پیگیری کنید و انجام بدهید.
به هزینه ها توجه کنید.
به رشد توجه داشته باشید.
مانیتور کنید: یعنی ببینید چه اتفاقی روی سرور می افتد، چقدر لود داره، کی پیک داره، چند درصد در حال استفاده است: NULING

راز دوباره نوشتن:
با دوباره نوشتن یا Refactor، بدهی ها رو ذره ذره بپردازیم.
آیا واقعا چیزی تغییر کرده؟ آیا اگر دوباره بنویسیم، تغییری واقعا ایجاد میشه؟
اون چیزی که کار می کنه رو دست نزن.
زمانی باید از نو نوشت که:
1- قدرت لازم رو نداره، هندل نمی کنه.
2- آیا بیزینس stale است؟ چون طی زمان بازنویسی محصول، هم محصول قدیمی و هم جدید باید feature freeze شوند.

ابزارها:
Task Manager: Trello, Asana
Chat: Slack, Mattermost
Other: G Suite, Gitlab
Issue Tracker: You Track, Gitlab Issue
Automation: IFTTT, Zapier

مشکلات فنی استارتاپ ها: بیش از 90% انسانی است و زبان و… مهم نیست، راه حل آن دو چیز است:
اجتناب از فرآیند های پیچیده؛ اجتناب از سیستم عالی ای که کار نکند.

2 comments On چالش های عملیاتی و فنی استارتاپ ها

Leave a reply:

Your email address will not be published.

Site Footer

Sliding Sidebar

Find Us

Address
123 Main Street
New York, NY 10001

Hours
Monday—Friday: 9:00AM–5:00PM
Saturday & Sunday: 11:00AM–3:00PM