آشنایی با بوم ناب (Lean Canvas)

به عنوان یک کارآفرین، یکی از مهم‌ترین کارهایی که باید انجام دهید بیرون کشیدن ایده از سرتان به صورت یک فرمت محسوس که بتوانید با دیگران در میان بگذارید است. در گذشته این به معنی یک Business Plan خوب بود، که معمولا چند هفته به طول می‌انجامید.

این نقل قول از Steve Blank به طور خلاصه حرف من را بیان می کند: “Business Plan: یک داکیومنت که سرمایه‌گذارها شما را مجبور می‌کنند تا بنویسید، که آن را نمی خوانند.”

اساس متودولوژی ناب بر حذف اتلاف زمان، پروسه ها، فهرست ها و… است.

بنابراین اگر یک استارتاپ ناب هستید و نمی خواهید زمان را اتلاف کنید و ناب بمانید؛ پس زمان معرفی بوم ناب است.

 

بوم ناب خالی:

اینجا یک شرح مختصر از هر بلاک بوم ناب را ارائه می‌دهم:

  1. مشکل – Problem

هر بخش مشتری (Customer Segment) که فکر می کنید با آنها کار می‌کنید یک سری مشکلات دارند که نیاز دارند شما حل‌شان کنید. در این بخش سعی کنید یک تا سه مشکل با اولویت بالا را ذکر کنید. بدون مشکلی برای حل کردن شما محصول یا سرویسی برای ارائه ندارید.

  1. بخش های مشتری – Customer Segments

مشکلات و بخش های مشتری ذاتا مرتبط با هم درنظر گرفته می‌شوند. – بدون در نظر گرفتن CS نمی توانید به مشکلات شان فکر کنید، و برعکس.

  1. ارزش پیشنهادی یکتا – Unique Value Proposition

در وسط بوم UVP قرار دارد، ارزش پیشنهادی تعهد ارزشی است که ارائه خواهد شد. درواقع دلیل اصلی که از شما خرید کنند است. برای یافتن این ، به این فکر کنید که چرا شما متفاوت هستید؟ و چرا CS ها از شما خرید / یا زمان شان صرف شما می کنند. (شما باید بتوانید به وضوح ارزش پیشنهادی تان را به مشتری ها منتقل کنید. ارزش پیشنهادی خوب شامل بخش های زیر است: 1- تیتر: سود نهایی که ارائه می دهید را در یک جمله کوتاه بیان کنید، 2- زیرتیتر: درحد 2، 3 پاراگراف کوتاه، توضیح اینکه دقیقا چه چیزی ارائه می‌دهید و برای چه کسی کاربردی است. 3- چند bullet point: چند سود کلیدی. 4-تصاویر از کلمات سریع تر منتقل می‌کنند.)
به عنوان مثال: ارسال رایگان، ارسال سریع، جایزه رایگان با خرید، راه اندازی رایگان، کنسل کردن در هر زمان، گارانتی برگشت پول، تخفیف، قابل تنظیم بودن و…

  1. راه حل – Solution

یافتن  راه حل برای مشکلات، تخم مرغ طلا است! پاسخ این بخش در ذهن شما و یا دفتر کارتان نیست، باید به خیابان بروید. پس بروید و با بخش های مشتریان تان مصاحبه کنید، از آنها سوال بپرسید و از آنها یاد بگیرید. به یاد داشته باشید که استارتاپ ناب یادگیری معتبر بر اساس دوره پیاپی، ساخت – اندازه گیری – آموزش است.

  1. کانال ها – Channels

کانال ها راه ارتباطی شما برای یافتن بخش های مشتری هستند. و توجه داشته باشید که در مراحل اولیه مهم است که به Scale کردن فکر نکنید اما به یادگرفتن فوکوس کنید. با در نظر گرفتن این موارد به این فکر کنید که چه کانالی به اندازه کافی به شما دسترسی به CS می دهد به گونه ای که به طور همزمان به اندازه کافی آموزش داشته باشد. کانال می‌تواند ایمیل، شبکه های اجتماعی، تبلیغات کلیکی، بلاگ، مقالات، رادیو، تلویزیون، وبینار و… باشد. اما بر روی همه این ها نمی توانید فوکوس کنید، فقط جایی که CS  شما هستند.

  1. جریان سود – Revenue Streams

قیمت کسب و کار شما براساس نوع مدل آن مشخص می‌شود، اگرچه معمولا رایج است که استارتاپ ها قیمت های‌شان را پایین نگه دارند، و حتی گاهی رایگان ارائه می‌دهند تا کشش بوجود بیاورند، اما این می‌تواند مشکلاتی را بوجود آورد.

(پیشنهاد روش اندازه‌گیری: 1-هزینه‌های محصول‌تان اندازه گیری کنید. چقدر زمان از هنگامی که لانچ کردید صرف کردید؟ چند نفر و چند ساعت درگیر شده اند؟ اگر متدولوژی چابک را پیاده کرده باشید باید این هزینه ها مینیموم باشد. باید هزینه های فروش هم درنظر بگیرید، بعد از درنظر گرفتن هزینه های بالا، باید تخمین بزنید که چند مشتری باید از شما در سال خرید کنند تا از زیان جلوگیری شود. و بعد هزینه کلی را تقسیم بر تعداد مشتری هایی که باید از شما خرید کنند نمایید تا حداقل قیمت شما بدست بیاید. مشخصا در ابتدا برای شما روشن نخواهد بود. معمولا به حداقل هزینه یک مقدار ثابتی به عنوان پیش بینی نشده اضافه می‌شود. مثلا یک دلار. 2- برای پیدا کردن حداکثر قیمت، آسان ترین راه مشخص کردن براساس رقبا است. چک کنید آیا موفق هستند و مشتری ها از آنها به طور منظم خرید می‌کنند؟ 3-توجه داشته باشید که آبا محصول شما ارزش پولی دارد یا نه؟ اگر ارزش پولی داشته باشد، مثلا به صاحبش سود می‌رساند، شما باید درصدی از این سود را بگیرید. مثلا اگر 1000 دلار در ماه سود می کند، شما سزاوار حداقل 100-200 دلار آن در ماه هستید. این یک راه دیگر پیش‌بینی حداکثر قیمت است. 4- ایده‌آل قیمت، میانگین حداقل و حداکثر قیمت می‌باشد.)

  1. ساختار هزینه – Cost Structure

در این قسمت باید تمام هزینه های عملیات ها  (Operational Costs) که برای رساندن کسب و کار به مارکت نیاز است را لیست کنید. هزینه های ماهانه چقدراست؟ هزینه ساخت صفحات فرود چقدر است؟ هزینه مصاحبه با بخش های مشتریان چقدر است؟ و… شما می‌توانید از این هزینه و پتانسیل جریان سود استفاده کنید تا نقطه سربه سری (Break-even Point) را محاسبه کنید.

  1. معیارهای کلیدی – Key Metrics

هر کسب کاری، مهم نیست چه کاری است و چه سایزی دارد، چند معیار کلیدی دارد که برای مانیتور کردن عملکرد استفاده می‌شود. بهترین راه برای ترسیم این است که یک قیف از بالا به پایین در نظر بگیرید که قسمت عریض اش بالا است و در چندین مرحله باریک می‌شود تا به انتهای باریک آن می رسد.

  1. مزیت ناعادلانه – Unfair Advantage

سخت ترین بخش برای کامل کردن است، سعی کنید اینگونه فکر کنید که داشتن مزیت ناعادلانه می تواند هنگامی که دنبال شرکا و یا سرمایه گذار هستید، کمک کند. معنی خیلی خوب مزیت ناعادلانه این است: “تنها مزیت رقابتی واقعی که نمی‌تواند کپی شود و یا خریداری شود.” – Jason Cohen. مزیت ناعادلانه می تواند اطلاعات درون سازمانی، رویای تیم، توصیه شدن توسط متخصصین، مشتریان موجود باشد. بنابراین بجای فکر کردن به اینکه یک چیزی مثل “تعهد و شور” به عنوان مزیت ناعادلانه (چون نیست)، به این فکر کنید که چه چیزی دارید که دیگران نمی‌توانند بخرند.

یک نمونه بوم ناب کامل شده:

الان شما اولین بوم ناب کسب و کارتان را دارید، اکنون کلید تست است. اکنون تا جایی که می توانید انواع مختلف بوم را امتحان کنید و هریک از آنها را آزمایش کنید و درنهایت بوم برنده ظاهر خواهد شد.

منبع:

https://medium.com/@steve_mullen/an-introduction-to-lean-canvas-5c17c469d3e0

Leave a reply:

Your email address will not be published.

Site Footer

Sliding Sidebar

Find Us

Address
123 Main Street
New York, NY 10001

Hours
Monday—Friday: 9:00AM–5:00PM
Saturday & Sunday: 11:00AM–3:00PM